اولین میدان داری سلطنت طلبان و منافقین با چیدمان داخلی پازل عملیات فریب در دی ماه ۹۶ کلید خورد ؛ بوضوح می توان مستندات همسویی استتاریافته ای را در تجمعات اعتراضی در ۱۰۰شهر کشور ،حمایت و پوشش و تهییج افراد را مشاهده نمود .
در دولت لیبرال هشتم موسوم به تجدیدنظر طلبان (جریان سکولارهای مسلمان ) یک نقد داخلی درون جریانی به تحرکات براندازانه آنان بالاخص از سوی جریان همسو تجددگرا (اعتدالیون )وجود داشت و آن اینکه تحرکات براندازانه داخلی آنها و تقابل با نیروهای انقلابی در نهایت منجر به تضعیف خود جریان لیبرال و زمینه ساز حضور قدرتمند جریان ضد انقلاب خارج از کشور با حمایت خارجی و حذف عملی جریان اصلاح طلب داخلی از کلیه معادلات داخلی در حال و آینده خواهد شد.
نتایج این نقد داخلی ۴سال بعد و در کودتای رنگی ناموفق سال ۸۸(موج دوم براندازی) با محاکمه قضایی سران این جریان، خودش را نشان داد و عملا در موج سوم(۸۸_۹۸) و در دستور کار قرار گرفتن راهبرد تغییر از طریق صندوق آرا انتخابات مورد توجه و اهتمام جدی قرار گرفت.
بطور ملموسی جریان اپوزیسیون سنتی خارج نشین _که توسط سرویس اطلاعاتی فرانسه با همکاری سیا مدرنیزه شده بود _ با محوریت سلطنت طلبان و منافقین که از وزن لازم برخوردار نیستند ، میدان دار تحرکات براندازانه در بستر رسانه ای و بعدها فضای مجازی و شبکه سازی های داخلی آنان شدند و خاصه در انتخابات بسیار حساس اسفند سال ۹۴میدان داری ویژه ای نمودند و در انتخابات سال ۹۶ بطور شگفت انگیزی به بخشی از جریان و خرده گفتمان انتخابات طیف تجدیدنظر طلب و خاصه علیه نامزد شاخص جریان انقلاب یعنی آیت اله رئیسی تبدیل شدند و عملا شکاف های دهه شصت را با جابجایی جای جلاد و شهید مجددا بازتولید کردند تا جایی که سرکرده منافقین در تیرماه سال ۹۶ در نشست سالانه پاریس از آن بعنوان یک فرصت تاریخی و متمایز کننده با دیگر نشست ها یاد کرد.
اولین میدان داری سلطنت طلبان و منافقین با چیدمان داخلی پازل عملیات فریب در دی ماه ۹۶ کلید خورد ؛ بوضوح می توان مستندات همسویی استتاریافته ای را در تجمعات اعتراضی در ۱۰۰شهر کشور ،حمایت و پوشش و تهییج افراد را مشاهده نمود .
دیگر بر کسی این هم پوشانی و حتی حمایت علنی از وابستگان منافقین و سلطنت طلبان در گرفتن مناصب خاص و یا معرفی و تقدیر از چهره های دوران منحوس پهلوی ! و بعض حامیان آنان برکسی پوشیده نیست و البته عمدتا محل تردید یا تعجب و کمتر کسی علت العلل آن را می داند.
سعید حجاریان تئوریسین جریان تجدیدنظر طلب _ که در ۷ سال گذشته تأکیدات و اشاراتی در خصوص حضور مردم در خیابانها و از جمله «عامالبلوی۹۸»(فتنه اکبر) داشته است_ در تعلیل و تحلیل این راهبرد استتاری می گوید : "اصلاحطلبی بهلحاظ تئوریک جریانی پیشتاز محسوب میشود و همواره باید بهعنوان پیشقراول در صحنه سیاست و جامعه حضور داشته باشد و دنبالهروی، از هر جریان کوتاهمدتی، پاشنه آشیل این جریان است. دنبالهروی به تعلیق وجه تئوریک اصلاحطلبی و غلبه افقهای یکروزه منجر میشود. از این گذشته، بهلحاظ منطقی و با توجه به پیشینه تاریخی، چنانچه اصلاحطلبان [دارای پروژه سیاسی مشخص] و معترضان به وضع معیشت یکصدا شوند نخستین گزینه برخورد قهری، اصلاحطلبان خواهند بود نه توده مردم حاضر در خیابان. از این رو اصلاحطلبان ضمن تمرکز بر عدالت بهمعنیالاعم، بهتعبیری باید سر خود را پایین نگه دارند تا از این طوفان به سلامت گذر کنند"
علاوه بر علل و عوامل یاد شده ،تحلیل بعض کارشناسان امنیتی این است که چنین پوشش و استتاری با اهداف ذیل دنبال می شود؛
1- اولا عملیات نیابتی و درگیر کردن جریان حداقلی و کوتاه مدت سلطنت طلب و منافقین با جریان مذهبی انقلابی بمنظور کاستن از تمرکز داخلی و توان بالای آنان و در نتیجه غفلت از جریان نفوذ(لیبرال داخلی) و تهدیدات آنان.
2- ثانیا رهایی از پیگیرد قضایی و در نتیجه حفظ و تقویت شبکه و جبهه تجدیدنظر طلبان بعنوان یک جریان داخلی قدرتمند و دارای نفوذ تحت پروژه معروف شبیه سازی امام موسی صدر (اندرو اسکات کوپر ) و شبکه علامه!
حالا که در یک هفته اخیر شاهد پیاده سازی طراحی های پیمانکارانه عام البلوی ۹۸ آنان بودیم و بطور خاص اشرار وابسته به سلطنت طلبان و منافقین و دیگر ضد انقلاب ها؛ نیابتا میدان دار این آشوب های داعش وار بودند، نباید از امضای نامه موسوم به ۷۷ نفر از وابستگان و سرکردگان باغی جریان تجدیدنظر طلب تعجب کنیم و انکار و جعلی خواندن بعض امضاهای این بیانیه چیزی از این بازی و بازی سازی آنان در این زمین براندازی براساس سند براندازی تاملات راهبردی آنان کم نمی کند.
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.



ارسال نظر