کاوش نیوز-دکتر حسن بیارجمندی:عملیات مهندسی تحمیلی(شبیه سازی دوره ۱۳۵۷_ ۱۳۶۳) شبکه پیچیده گروهک ها و فرقه ها( مدل شبکه خشم و امید مانوئل کاستلز) با میدان داری جریان لیبرال و منافقین اینترنتی در بستر لایه لایه های نفوذ فردی عمیق و نفوذ جمعی نامتقارن و هوشمند در یک دوره ۱۰ساله پیش از انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ و بعد از یک دوره پنج ساله مانورهای خیابانی در نهایت در روز صفر پایانی تابستان پر رمز و راز ۱۴۰۱ ؛بزرگ ترین "جنگ فرقه ها" قرن را علیه اولین دولت مردمی و انقلابی در گام دوم رقم زد و در داخل به آشوب های ریزومی و در خارج(آمریکا و اروپا) به مانورهای خیابانی سفارشی پیوند خورد.
این تحرکات به اذعان تحلیل گران دهه شصت به دلیل پشتوانه نبردهای شناختی و ادراکی آن در یک فضای رزم پنج بُعدی در عین پیروی از راهبردها و تاکتیک ها و جامعه هدف گذاری شده مشترک؛ بسیار متمایز و خاصه متمرکز بر رسوخ و رسوب در ذهن ها و انگاره سازی سقوط و در نهایت اشغال کامل خرمشهر ذهن ها هستند.
در یادداشت پیشین" نسخه اینترنشنالی سقوط / مقامات عالی که ناخواسته در پروژه "سقوط" بازی می کنند ! _ "شبکه نفوذ" در حال ساخت آشوب های ریزومی اداری و اجرایی استان ها" به ریشه و ابعادی کلی از آن اشاره نمودیم و تحلیل جزیی آن را به این یادداشت موکول نمودیم.
ویژگی متمایز این نبرد احزاب (لیبرال و منافقین) اخیر و در جریان شیطان بزرگ و ایادی خارجی و داخلی آن علیه آیت الله دکتر رئیسی و دولت انقلابی او نسبت به نبرد تحمیلی در ده شصت علیه آیت الله دکتر بهشتی و نیروهای انقلاب اسلامی خط امام و دولت مردمی شهید رجایی و شهید باهنر ؛ فضای بعد پنجمی این نبرد ترکیبی با ویژگی مجازی ، نرم افزاری و خارج از حواس انسانی که به استعاره می توان آن را ذهن نامید؛ است(ذات نبرد و آشوب های دهه شصت تغییر نکرده است بلکه رویکردها و نگرش ها تغییر کرده است)
مساله اصلی این است که هر طرفی که بتواند بعد پنجم را به خدمت بگیرد، قادر به ایجاد یک فضای رزم و نبرد پنج بعدی خواهد بود که در مقابل فضای رزم چهار بعدی(با محدودیت های فیزیکی آن) یک برتری تعیین کننده به شمار می آید.یکی از وجوه مفاهیم و فناوری های نوظهور فضای رزم پنج بعدی ؛آشوب و پیچیدگی یا نبردهای تاثیر محور است که به جای تخریب کل یک سیستم فقط نقاط حساسی از سیستم را مورد حمله قرار می دهد( مثلا کارآمدی و شایستگی ) و کارهای ان را مختل می نمایند.
این عملیات تاثیر محور از سوی هر طرفی اجرا شود ؛معطوف به یک هدف اصلی یعنی اشغال و سقوط ذهن ها و سپس سقوط کارآمدی ، شایستگی، نمادها و ساختارهاست.نسخه کدگذاری شده ای که اخیرا محسن رنانی تحت محمل مقاله "سقوط" در ۲۷ بهمن ۱۴۰۱ منتشر نمود؛در واقع دستورالعمل جنگی برای هماهنگی ستون پنجم و تمرکز بر اهداف اصلی جنگی در این فضا بود.
رنانی در این مقاله چهار مرحله سقوط را اینگونه سرمشق نمود:"سقوط هر سیستم اجتماعی دو بُعد و چهار مرحله دارد که پیدرپی و به نوبت رخ میدهند. بُعد اول، «سقوطِ ذهنی» است که دو مرحله دارد: «سقوط کارآمدی» و «سقوط شایستگی»؛ و بُعد دوم، «سقوط عینی» است که آنهم شامل دو مرحله است: «سقوط نمادها» و «سقوط ساختارها»." و در ادامه نوشت :"«سقوط ذهنی» یعنی وقتی «کارآمدی» و «شایستگی» یک سازمان در ذهن اعضایش فروبریزد؛ و «سقوط عینی» یعنی وقتی که «نمادها» و «ساختارها»ی آن سازمان در عمل و در واقعیت فروبریزند...." و در ادامه به تفضیل مراحل یاد شده چنین بدان می پردازد :" وقتی عملکرد سازمان یا ساختار از نظر اعضا یا کارکنان یا ذینفعانش چنان دارای بحران و اشکالات بنیادین باشد که اعضا را به این باور برساند که این ساختار دیگر نمیتواند وظایف و ماموریتها و نیازهای مورد انتظار را برآورده کند؛ در ذهن اعضا دچار «سقوط کارآمدی» میشود.مرحله دوم سقوط، «سقوط شایستگی» است، یعنی وقتی شکوه، ارزشمندی و مشروعیت اخلاقی مدیران و ساختار سازمان در ذهن اعضا یا بازیگران یا ذینفعانش فرو بریزد؛ یعنی آنها به این باور برسند که این ساختار دیگر حتی ارزشمندی و شایستگی لازم را برای ادامه فعالیت ندارد. مثلا وقتی [مدیر] بسیار خشن و بداخلاق و بددهن باشد، مشروعیت اخلاقی و اعتبار ذهنی [او]فرو میریزد و اقتدار او وارد مرحله «سقوط شایستگی» میشود.مرحله سوم، «سقوط نمادها» است که دیگران متوجه میشوند که انسجام و همدلی درونی این [سازمان] از دست رفته است. مرحله چهارم نیز «سقوط ساختارها» است. یعنی وقتی که وارد مرحله کشمکش و درگیری و فحاشی و خشونت و قهر و ...میشود"
این طوفانی در ۴درصد فیس وب است که بعد از فروکش آشوب ها در ذهن ها برای ساخت روایت دولتِ بحرانزده وزیدن گرفته است و استانداران سراسر کشور در وسط این معرکه هستند.
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.



ارسال نظر