حدیث روز :
امام علی(ع) می فرماید : هیچ چیز را ندیدم مگر اینکه خدا را قبل از آن بعد از آن و با آن مشاهده کردم.


» » ساحت سیاست‌ورزی ایرانی و وضع سلبریتی‌زده
کد خبر: 5065
تاریخ انتشار: 18-06-1399, 10:30
پ

ساحت سیاست‌ورزی ایرانی و وضع سلبریتی‌زده

کاوش نیوز-جعفر حسن‌خانی: با گسترش رسانه‌های عمومی، رسانه‌های اجتماعی و رسانه‌های شخصی شده و ظهور انسان رسانه‌ها و جلوه‌گری بیش از پیش پدیده جدید سلبریتی‌ها، وضع جدیدی در فضای جهانی به وجود آمده که امتداد آن را با شدت و ضعف‌هایی در داخل نیز می‌توان یافت.

فضای عمومی جهانی بسیار متاثر از شکل گیری گروه مرجع جدیدی تحت عنوان «سلبریتی‌ها» شده که توسط بخشی از لایه‌های جامعه به رسمیت شناخته شده‌اند. کار آنقدرها بالا گرفته که برای نمونه یک نظرسنجی از نوجوانان شانزده‌ساله در انگلستان نشان می‌دهد که 54 درصد از آن‌ها ‌می‌خواهند سلبریتی شوند. این پدیده مختص غرب نیست و پیامدهای این موج بلند رسانه‌ای - اجتماعی فضای عمومی جامعه ایرانی را هم در بر گرفته است و نتایج نظر سنجی های غیررسمی در میان نوجوانان و جوانان ایرانی هم شبیه به همین نتایج را نشان می‌دهد. اینکه پدیده سلبریتی چیست و چه کارویژه‌هایی برای جامعه مدرن و نظام سرمایه‌داری دارد محل بحث این نوشته نیست. موضوع نوشته پیامد این پدیده در جامعه ایرانی بالاخص در نهاد قدرت است.

سلبریتی‌های ایرانی بیش از همه به مدد شبکه اجتماعی اینستاگرام و بعد از آن به کمک مجلات زرد و رسانه‌های سرگرمی توانسته‌اند مرجعیت خود را در میان بخشی از لایه‌های اجتماعی جامعه ایرانی گسترش دهند و مبلغ شکل خاصی از کردار، سطح پایینی از ذائقه و فهم مبتذلی از زیستن در جامعه ایرانی باشند اما این همه ماجرا نیست؛ سلبریتی‌ها صرفاً بازیگر حوزه سبک زندگی و ابزار دست شرکت‌های تجاری نیستند. بلکه به میزان توجهی که به ایشان می‌شود رفتار و گفتارشان دیگر شئون جامعه را هم در برگرفته و خود را محق ورود به همه عرصه‌ها می‌دانند. بخشی از دلایل شرایطی که ما امروز با آن مواجه هستیم را باید در عمل سلبریتی ها جست. شرایط امروز صرفاً نتیجه تحریم نیست بلکه بخش جدایی از آن نتیجه وجود دولت ناکارآمدی است که در هنگامه انتخابات توسط سلبریتی‌ها توصیه و تبلیغ شد. سلبریتی نه تنها اغواگر مردمان و ابزار دست شرکت‌های تجاری است بلکه ابزار دست قدرتمندان هم هست اما این هم همه ماجرا نیست.

 سلبریتی‌ها تنها ابزار دست قدرتمندان نیستند بلکه اغواگر آنان نیز هستند. سلبریتی‌ها را صرفاً نباید محدود به حوزه هنر به خصوص بازیگران سینما و تلویزیون، خوانندگان، نوازندگان، خندانندگان و ... دانست. بلکه در همه حوزه ها و تخصص‌ها می‌شود اینان را یافت. شاید بتوان از این جنس از سلبریتی ها تحت عنوان «سلبریتی-کارشناسی» یاد کرد. برای نمونه به وفور پزشکان سلبریتی در رسانه‌های عمومی و اجتماعی قابل مشاهده‌اند که با کمی دقت می‌توان دریافت که هر چقدر در رسانه پر حرف و پر ادعا هستند در ژورنال‌های علمی کم نوشته و بی‌مایه‌اند. ساحت قدرت نیز از وجود این «سلبریتی- کارشناس»ها خالی نیست. کارشناسان سیاسی، فرهنگی، اقتصاد سیاسی، راهبردی و همه چیزدانی که در بعضی رسانه‌ها پر حرف و پر ادعا هستند اما با سنجه شاخص‌های دانشی کم نوشته و بی مایه‌اند. زیاد می‌گویند اما دقیق نمی‌گویند، بازیگران تبلیغات سیاسی هستند نه پژوهشگران و مدیران حل مسئله. پر فروغند اما کم مایه. در رسانه‌ها همیشه هستند اما در مجامع علمی ستاره سهیل‌اند.

برخی حاکمان، قدرتمندان و نخبگان سیاسی و اجرایی نیز منزه از تاثیر رسانه‌های نوین بر خود نیستند و این سلیبریتی‌های سیاسی چشمان آن‌ها را نیز می‌زنند. ضمناً اینان هر یک خیل کثیری از طرفدارانی دارند که سرمایه‌ای برای قدرت است و نمی‌توان از آن چشم پوشی کرد. پیامد این شرایط می‌شود وضعی که برخی حاکمان، نخبگان و کنشگران سیاسی تمایزی میان کارشناس و سلبریتی کارشناس قائل نمی‌شود، فرقی میان نظر کارشناسی و تبلیغات کارشناسی نمی‌گذارند جز آنکه هر کدام رساتر و پر فروغتر و رسانه‌ای شده‌تر باشد را برمی‌گزینند. حاصلش می‌شود وضعی که در آن سلبریتی-کارشناس‌ها مناصب قدرت را در اختیار می‌گیرند و کارشناسان یا عزلت نشین می‌شود و یا زیر دست سلبریتی کارشناس‌ها، نتیجه‌اش می‌شود وضعی در صورت برساخته و پر فروغ و در سیرت نساخته و کم نبوغ؛ می‌شود وضعی با سخنان درشت و کار و عمل کم. می‌شود دوران کارشناسان بدون کتاب در خور توجه اما پر از توئیت و پست اینستاگرامی قابل توجه، می شود وضع سلبریتی زده.


ارسال نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.